Sunday, April 1, 2012

ویریدیانا ***************************


الف: سکانسی در فیلم ویریدیانا هست که یک درشکه‌سوار سگش را به درشکه خود بسته است و به نظر خودش کار غیرمعقولی هم نکرده؛ وقتی خورخه (فرانسیسکو رابال) از او می‌خواهد که سگ را سوار درشکه کند چون اینجوری خیلی بی رحمانه است درشکه‌چی می‌گوید سوارش کنم مسافران اذیت می‌شوند؛ خورخه می‌گوید لااقل بازش کند خودش همراه درشکه بیاید و او هم در جواب می‌گوید از کجا معلوم اونجوری ماشین زیرش نگیره؟
خورخه سگ را می‌خرد و لابد حس خوبی دارد که با این بی‌عدالتی مبارزه کرده است. هم‌زمان که خورخه دارد پول خرید سگ را می‌شمارد درشکه‌ای دیگر با سگ بسته‌شده‌ی دیگری به آن، رد می‌شود؛ خورخه آن را نمی‌بیند؛ اگر می‌دید چه‌کار می‌کرد؟ آن را هم می‌خرید؟ چند سگ دیگر می‌توانست بخرد؟ چه اهمیتی دارد کمک کردن به یک سگ وقتی صدها و چه بسا هزاران سگ دیگر دارند همان بلا را تجربه می‌کنند؟
ویریدیانا (سیلویا پینال) کاری غیر از این می‌کند؟ کمک به چند گداگشنه‌ی بدبخت و مفلوک که تازه دستشان برسد از خودشان وحشی‌تر فقط خودشان هستند چقدر ارزشمند است؟ اصلاً ارزشمند است؟ مسیح عاقل بود؟

ب: شنیدم که رضاشاه یک‌بار می‌رود حوزه‌علمیه‌ی قم (مدرسه فیضیه شاید) جایی که آخوندها و طلبه‌های وقت حضور داشته‌اند؛ گویا از سر صدق و صفا نصیحتشان می‌کند که به‌جای این مسخره‌بازی‌ها بیایید در فرایند تولید و پویایی کشور شرکت کنید و ازمنافع آن هم بهره ببرید؛ چه کاری‌است شرکت نکردن در چرخه کار و تولید و دوری جستن از تمتعات؟ (البته اگر چنین فرض کنیم که از تمتعات دوری می‌کرده‌اند)
صحنه‌ای در ویریدیانا هست که ویریدیانا گدا گشنه‌هایی را که جمع کرده و به آن‌ها غذا می‌دهد جمع می‌کند و مشغول نیایش می‌شوند؛ همزمان خورخه دارد مزرعه را سروسامان می‌دهد؛ بونوئل از تدوین موازی استفاده می‌کند؛ یک نما از نیایش، یک نما از کار؛ شاهکار است. شاهکار؛

ج: بونوئل در ویریدیانا بخش‌هایی از متن را سپید می‌گذارد؛ مثلاً آیا دون خایمه به ویریدیانا در آن‌هنگام که ویریدیانا بیهوش بود تجاوز کرد؟ اگر «بله» که شاهکار است این فیلم»؛ اگر «نه» که شاهکار است این فیلم؛
بعد از ورق‌بازی سه نفره‌ی پایانی فیلم ویریدیانا چه کار می‌کند؟

د:

برنده نخل طلای جشنواره کن 1961
ویریدیانا: Viridiana
محصول 1961 اسپانیا و مکزیک
نود دقیقه؛ سیاه‌سفید
کارگردان: لوییس بونوئل
نویسندگان: لوییس بونوئل و خولیو الخاندرو

ه: ایده‌ای که شاید – شاید – بونوئل می‌خواسته در نازارین متعین کند و نتوانسته در ویریدیانا به شکلی خیره‌کننده شکل می‌گیرد

و: بعید می‌دانم تا آخر سال فیلمی به این عظمت ببینم
خیلی عالی است ویریدیانا خیلی عالی؛ خیلی بزرگ است بونوئل؛ خیلی

5 comments:

هما said...

هوووم
میبینیم.باید ببینم.

این عکسی که زدی خیلی منو به خودش مشغول کرد!
_ شام آخر_

چاقانه said...

من این رو پارسال دیدم یا 89 یادم نمیاد .
اما همون موقع فهمیدم که داریوش مهرجویی فیلم بانو را به گمانم از روی ویردیانا کپی زده است برابر اصل .
فیلم خوبی بود . خوشم آمد ازان . بخصوص از نگاه تو به مقوله موازی سازی

Solmaz said...

Man hey hers mikhordam saresh.banoo ham khosh sakhte vali copie khob

نگار said...

بونوئل عزیز....فوق العاده ست...به قول یکی:پدرسگ!!
"اینجا"حوالی زنجان

ايده said...

نديدمش
شايد نبينمش بعد از اين هم
با اينكه با خوندن اين نوشته مشتاق شدم.. اما درمورد اينكه بايد ظلم و بي عدالتي رو ديد و دست رو دست كذاشت يا نه، فك مي كنم هرقدر نجات دهنده باشي، هرقدر هم كم، از صفر بودن بهتره.. اوهوم