Thursday, August 25, 2011

ز هر سروی تذروی نغمه سر داد


بارها بیدار شده‌ام و دستم دنبال اسلحه‌ای گشته که نبوده؛ اسلحه‌ای که کله‌ام را با آن بپکانم. کمی شعاری و تین‌ایجری به نظر می‌رسد این حرف. بنی هم توی فیلم ویدیوی بنی تین‌ایجر است و با همان اسلحه مخصوص خوک‌کشی مغز دختر را می‌پکاند.
وندرس سر یکی از فیلم‌های هانکه – یکی از سه‌گانه اولش که ویدیوی بنی دومیشان است - نتوانسته بود دوام بیاورد و اواسط فیلم زده بود بیرون از سینما، سیاوش ولی بارها از تعجب چشمهایش گرد شده که من چگونه این سطح از خشونت را تحمل می‌کنم. البته سیا از واژه خشونت استفاده نمی‌کند. چیزی که من این سالها دارم تجربه می‌کنم سطح متعالیی از خشونت است که به نظر خودم فراتر از آن چیزی است که حتی هانکه در فیلمهایش تصویر می‌کند. زبری ِ زندگی‌آزاری که بی اسلحه‌ی مخصوص خوک‌کشی مغزم را سوهان می‌دهد. خیلی وقت بود می‌خواستم دیدن ویدیوی بنی را پیشنهاد کنم و چیزی بنویسم امشب بالاخره فهمیدم چرا تا الآن نشد که بنویسم. دست بردم توی ناخودآگاهم تا فهمیدم. سطح خشونت جاری در زندگی حودم متعالی‌تر است!
ویدیوی بنی
محصول 1992 اتریش، سوییس
نویسنده و کارگردان: میشاییل هانکه
105 دقیقه رنگی

3 comments:

shokolate talkh said...

man khoshoonat doost nadaram.filme shaeraneh pishnahad kon
hatta age shaeraneh mordan ya shaerane koshtan bashe

اراکده said...

شما خودت هم آدم متعالی تری هستید.

هما said...

تو زندگیم میتونم بگم اصلا خشونت نیس فقط گاهی یه کوچولو بهم میریزم یا بهم میریزنم!
با این حال اصلا دوس ندارم فیلم خشن ببینم